نکته‌ها

آرشیو نوشته‌های عادل ایرانخواه

نکته‌ها

آرشیو نوشته‌های عادل ایرانخواه

رستگاری در درون آن است!

در فیلم رستگاری در شاوشنگ، رئیس زندان هنگام بازرسی سلول زندانیان، انجیلی را در دست اندی دوفرین می‌بیند و با اندکی تعجب و تشویق کتاب را نگاه می‌کند. زندانی می‌گوید رستگاری و رهایی در درون آن است. بعدها و پس از فرار زندانی از زندان مشخص می‌شود که نه خود محتوای کتاب، بلکه چکش کوچک جاساز شده در درون آن، نجات‌دهنده بوده! چیزی مشابه آنچه که نسبت بین دین و فلسطین را مشخص می‌سازد. آتئیست‌ها، سکولارها و مترقیون غرب‌گرا همچون سرپرست زندان فقط ظاهر ماجرا را می‌نگرند و با ارتجاعی‌ خواندن دین‌مداری فلسطینیان و بنیادگرایی دینی پنداشتن حماس توان دیدن و فهمیدن چکش تعبیه شده در درون آن را ندارند. به تعبیر لوسوردو هیچ مفهوم و واژهء فنی‌ای وجود ندارد که به تنهایی و به خودی خود بتواند تضادهای آشتی‌ناپذیر سیاسی-اجتماعی را بیان کند، هیچ اصطلاح ناب ایدئولوژیک و سیاسی وجود ندارد که همیشه و تنها از سوی انقلابی‌ها و با لحن انقلابی به کار برده شده باشد. در ایالات متحده قرن نوزده دقیقن آن حزبی که خود را دموکرات می‌نامید که نخست از بردگی سیاهان و سپس از رژیم سیطرهء سفیدان دفاع می‌کرد. در تاریخ جنبش کارگری هم در مقطعی این محافظه‌کاران بودند که پرچم کار و شأن کار را برافراشته بودند درحالی که شورشیان انقلابی و کارگرانی را که برای بهبود زندگی و کارشان اعتصاب می‌کردند را تنبل و ولگرد می‌نامیدند. لنین در مقطعی و البته به درستی علیه آزادی بیان تاخته بود، به این خاطر که آزادی بیان یعنی دادن قدرت به بورژوازی برای بازیابی توان خویش و ضدیت با کارگرانی که چه‌بسا توان مبارزهء رسانه‌ای و فرهنگی با قهرمانان مزخرف‌گویی را نداشته باشند. در هرحال آنچه که مهم‌تر از یک مفهوم و یا گفتار است، نسبتش با سایر مفاهیم و گفتارها و البته اینکه چه جریانی دارد آن را به‌ کار می‌بندد. همانطور که می‌دانیم دین غیر از دوران جوانی چندان مسألهء مارکس نبود و بیشتر با دین سرمایه‌داری و بتهای کالایی مبارزه می‌کرد تا سایر ادیان و به سیاقی آتئیستی/آنارشیستی ابلهانه. انگلس که بیشتر به موضوع دین علاقه داشت دین را نه به خودی خود بلکه در بطن شرایط سیاسی می‌سنجید که چه‌بسا در مقاطعی نقشی انقلابی ایفا کند. پس از هفت‌اکتبر دوگانه‌ها و مفاهیم موجود متزلزل و پادرهوا شدند تا لزوم بازنگری و بازیابی موقعیت در جغرافیای سیاسی کنونی را بر ما ملزم سازند. طوفان‌الأقصی جرقه‌ای بود که بر پیرامون ما نوری تاباند تا مختصات آن را دست‌کم برای لحظاتی ببینیم. مشخص شد که ما چپ و مسلمان و مسیحی صهیونیستی/ناتویی هم داریم، همانطور که در میان همین دسته‌بندی‌ها هم به همان میزان فلسطینی داریم. انگار که با دوگانهء صهیونیست/سنواریست مواجهیم. در هر حال رستگاری در درون آن است، در کاری که انجام می‌دهد و دین اینک در فلسطین آه مردمان ستمدیده، روح یک جهان بی‌روح، ایمانی برای مبارزه و تفنگ و چکشی در درون کتاب است. در بخشی از خارومیخک و در جریان انتفاضه سنگ، سنوار تعریف می‌کند که پس از درگیری دانشجویان غزه با نیروهای اشغالگر صهیونیستی، سربازان اسراییلی دانشگاه را محاصره می‌کنند در مسجدها ندای «حی علی الجهاد» برمی‌خیزد که ای مردم فرزندانتان در محاصرهء اشغالگران‌اند، به یاریشان بشتابید. مردم می‌آیند و فرزندانشان را نجات می‌دهند. بانگی که در غزه گفته می‌شود «حی‌ علی الجهاد» است و نه دینی که در آن حتی پیامبر و وحی هم حق شریک قائل شدن برای پول، قیمت و بازار آزاد را ندارند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد