نکته‌ها

آرشیو نوشته‌های عادل ایرانخواه

نکته‌ها

آرشیو نوشته‌های عادل ایرانخواه

إما سونس داستانی دربارهء درست نگریستن، درست روایت کردن و درست عمل کردن.

به باورِ ایگلتون واقعیت مثل یک جنایتکارِ کهنه کار، پیش از آنکه مورد بازجویی قرار بگیرد به سخن در نمی آید و صرفا بر اساس نوعِ پرس و جویی که ما می کنیم به ما پاسخ می دهد! می توان پا را فراتر گذاشت و اضافه کرد؛ روایتِ جنایتکار، خود بخشی از جنایت است و ما ناگزیریم که روایت را از منظری دیگر و با لحاظِ تمهیداتی، حقیقت ببخشیم! ازینروست که ژیژک به تاسی از هگل می گوید اگر واقعیت با نظریه نخواند، پس بدا به حالِ واقعیت! خوشبختانه بورخس، مثالِ اعلائی از این شیوهء نگریستن را برایمان به یادگار گذاشته؛داستانِ اِماسونس! ماجرایی که هوشمندانه اجزائی چون تجاوز، خودکشی، اعتصاب،خشونت، انتقام و عدالت را در کلیتِ نزاعِ کار و سرمایه روایت کرده است.

اِما سونس، هنگامی که از کارخانه برمی گردد، خبرِ خودکشیِ پدرش را از طریقِ نامه ای دریافت می کند. پدرش صندوق دارِ همان کارخانه ای بود، که اینک اِما در آن مشغولِ کار است و با پاپوشی که آرون لونتهال در آن زمان برایش دوخته بود، او را دستگیر و از کار اخراج کرده بودند. لونتهال مردی متدین بود که گمان می برد با خدا پیمانی محرمانه دارد که در عوضِ زهد و دعا، او را از انجامِ کارهای خوب، معاف کرده است. مردی جدی، که هرچند عزادارِ همسرش بود، اما همه می دانستند عشقِ واقعی اش فقط پول بود. او اینک صاحبِ کارخانه ایست که قرار است در آن اعتصابی به پا شود. اِما با لوونتهال تماس می گیرد و به او می گوید: بی آنکه دیگران بفهمند می خواهد اطلاعاتی را دربارهء اعتصاب به او بگوید. و قرار می گذارند سر شب به دفتر لوونتهال و محل زندگی اش که در بلندترین طبقهء کارخانه قرار داشت، برود. اِما پیش از آن، خود را به محله ای بدنام می رساند، ادا و اطوارِ زنانِ بدکاره را به خود می گیرد و از میانِ مردهای آنجا که خواهانِ خوابیدن با اویند، یکی را انتخاب می کند که هیچ محبتی در او برنیانگیزد. او برایِ اِما ابزاری بود، همانطور که اِما نیز به نوبهء خود برای او ابزاری بود، منتها اِما وسیلهء لذت شد و او وسیلهء عدالت. 

پس از آن اِما سونس به دفترِ لوونتهال می رود و چنان خسته و مضطرب است که لوونتهال مجاب می شود برای او یک لیوان آب بیاورد، در این فاصله اِما اسلحه ای را که همه می دانستند در کشوِ میزِ لوونتهال جاساز شده است برمی دارد و به محضِ برگشتنش چند باره به او شلیک می کند تا انتقامِ پدرش، استثمارشدگانِ دیگر و هتکِ حرمتی را که برای این کار متحمل شده بود بگیرد. سپس با پلیس تماس گرفت و و این کلمات را گفت: آقای لوونتهال مرا به بهانهء اعتصاب به اینجا کشاند..به من تجاوز کرد...او را کشتم. داستان باورکردنی نبود، ولی همه را تحت تاثیر قرار داد، زیرا اساسا درست بود. لحنِ اِما واقعی بود، شرمِ او واقعی بود، نفرتش واقعی بود. هتکِ حرمتی هم که متحمل شده بود، حقیقت داشت. فقط موقعیتها، ساعت و یکی دو اسمِ خاص عوض شده بود. او خدعه ای به کار بسته بود تا به عدالتِ خدا امکان دهد، بر عدالتِ بشری پیروز شود.

به واقع خلافِ روالِ غالب که همهء جزئیات را افشا می کنند تا کلیتِ فاسد و خشنِ حاکم پوشیده بماند، اِما سونس با حیلتی که به کار می بندد، منشاء این نکبات یعنی سرمایه را نشانه می رود. نقطهء آجیدنی که کلیتِ مناسباتِ فرادست/فرودست از آنجا نشات می گیرد و امکانِ اعمالِ خشونتها و تجاوزهایِ دیگر را فراهم می سازد. تاکیدِ مارکس به رهاییِ کارگران از کارِ مزدوری و بندگی و الغایِ مالکیتِ خصوصی، فقط مربوط به رهاییِ کارگران یا بهبودِ معیشتِ آنها نیست، بلکه به این علت است که رهاییِ کارگران، رهاییِ کلیِ انسانها را دربر دارد. "این کلیت از آن روست که بندگیِ انسان ناشی از رابطهء کارگر با تولید است، و روابطِ بنده وارِ دیگر، چیزی جز تعدیل ها و پیامدهایِ این رابطه نیست". فقط از رابطهء کارِ مزدی و مالکیتِ خصوصیست که رژیمی از انباشت و تمرکز ثروت و قدرت شکل می گیرد که افراد را در چیدمانی طبقاتی قرار می دهد و امکانِ سایرِ بندگی ها، خشونتها و تجاوزها را مساعد می سازد. 

از این منظر دیگر مساله بر سرِ افشایِ تجاوزها، تنبیهِ متجاوزها و تربیت کردنِ انسانهایِ بهتر نیست بلکه اصلِ موضوعهء ما زدودنِ شرایطیست که امکانِ اعمالِ ستم و خشونت را هرچه ناممکن تر سازد. چنان که برشت می گفت:"نظام را تغییر دهید و نه افراد را" او در حکایت هایِ آقایِ کوینر می نویسد:« آقایِ مادل به انسان حسنِ ظن داشت و باور نداشت که روزنامه ها را بتوان از این بهتر کرد، حال آنکه آقایِ کوینر چندان به انسان حسنِ ظن نداشت، اما مطمئن بود که می توان روزنامه ها را از این بهتر کرد. آقایِ کوینر می گفت: همه چیز را می توان بهتر کرد مگر انسان را» 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد